۷۴جرعه 74: اعتبار و برند شخصی
اپیزود هفتادوچهارم، یک خروج موقتی از متن کتاب حکمت زندگی است برای اینکه مفهوم «اعتبار و برند شخصی» را بیرون از دستگاه فکری شوپنهاور بررسی کنیم. ضرورت این خروج…
۷۴ اپیزود · ۰ موضوع
اپیزود هفتادوچهارم، یک خروج موقتی از متن کتاب حکمت زندگی است برای اینکه مفهوم «اعتبار و برند شخصی» را بیرون از دستگاه فکری شوپنهاور بررسی کنیم. ضرورت این خروج…
در جرعهی هفتاد و سوم از پادکست مِی، سراغ بنیان نظری «آبرو» رفتهایم؛ و تلاش کردهایم کمی در این مفهوم آشنا درنگ کنیم... چیزی که ظاهراً در اختیار خود ماست، اما…
«مبتذلترین نوع غرور، غرورِ ملی است.» این جملهی کوتاه از آرتور شوپنهاور، آنقدر تأملبرانگیز ــ و شاید در نگاه اول تعجبآور ــ هست که ارزندگی داشته باشد به…
غرور، جاهطلبی و خودپسندی؛ سه واژهای که شوپنهاور از آنها بهعنوان جوانههای «جنون قهرمانی» یاد میکند. در جرعه هفتاد و یکم، این سه مفهوم را از یکدیگر تفکیک…
در جرعه هفتاد به بخش دیگری از مزایای زندگی منزوی میپردازیم اما قبل از ورود به بحث، بازتعریفی از انزوا و تمایز آن با تنهاییِ ظاهری ارائه شده. این جرعه در ادامه…
آیا انسان برای زیستن، محتاج حضور دائمی در جمع است؟ آیا فاصله گرفتن از دیگران، نشانه ضعف و گریز از زندگی است یا میتواند راهی برای بازگشت به خویشتن باشد؟ آیا…
آیا هرکه از نگاه مردمان یک دیار، قهرمان خطاب شود، صاحب فضیلت است؟ آیا قهرمانی، هدف حکیمانهای برای زندگی است؟... سؤالهایی از این دست در جرعه شصتوهشتمِ پادکست…
سوادداشتن بدون «باسواد دیدهشدن» برای شما ارزنده است؟ ثروتداشتن بدون ثروتمند دیدهشدن چطور؟ و زیبابودن بدون زیبا دیدهشدن آیا همچنان «زیبایی» محسوب میشود؟…
جرعه شصتوششم، خارج از موضوع همیشگی پادکست (خوانش تألیفیِ کتاب «در بابِ حکمتِ زندگی شوپنهاور») است و در آن تأملاتی درباره «تمدن» و «ناتمدن» را مطرح کردهام. با…
جرعه شصتوپنجم، آخرین جرعه از فصل سوم کتاب درباب حکمت زندگی است و به تقسیمبندی جالبی از نگاه شوپنهاور میپردازد. افراد از حیث تجربه فقر و ثروت، وضعیت مشابهی…
در پنجمین اپیزود از سلسلهمباحث «خرد ثروت» به تمایز میان پسانداز و سرمایهگذاری میپردازیم اما قبل از این مقایسه، درنگِ پدیدارشناسانهای خواهیم داشت در اینکه…
شوپنهاور با تأکید گفت که فقط پول خوب است و سؤال این جرعه از پادکست مِی این است که آیا پول، این خوببودن را از خودش دارد؟ یا خوبی را از معیار دیگری به ارث برده؟…
در جرعه قبل، از نقشآفرینی پول بهعنوان «زبان» صحبت کردیم و در این جرعه میرسیم به این پرسش که اگر پول، زبان باشد؛ معانی را چگونه منتقل خواهد کرد؟ یا زبانِ…
پول نه چرک کف دست است و نه هدف غایی؛ بلکه ابزاری است که باید به آن اندیشید. اینکه ما با پول چه میکنیم را در مدیریت مالی و سرمایهگذاری بررسی میکنند اما اینکه…
«فقط پول بهطور مطلق خوب است» شاید هیچ فیلسوفی به این صراحت در ستایش پول صحبت نکرده باشد و چه بسا برای شما هم عجیب باشد که چنین جملهای از زبان آرتور شوپنهاور…
در جرعه پنجاهونهم به تفکیک میان «خواستن»، «میل» و «نیاز» پرداختهایم و در پایان عبارت «پرخواستی» را تعریف کردهایم. با این جرعه به پایان صفحه شصتوپنج کتاب…
در اپیزود پنجاهوهشتم، ذرهبین گرفتهایم بر یک واژه که آرتور شوپنهاور از آن بیدرنگ گذشته است و آن هم کلمه «افق» است. این پرسش برای ما مهم است که چرا او در…
آیا افزایش دارایی، به رضایت بیشتر از زندگی منتهی میشود؟ در این جرعه از پادکست «می»، شوپنهاور نسبت میان داشته و خواسته را بررسی میکند و نشان میدهد چگونه مقایسه و عادت میتوانند به «ورشکستگی شادی» بینجامند. چرا رضایت، شاخص اندازهپذیر ندارد
در جرعه پنجاه و ششم مِی به سراغ «نیچه» میرویم؛ کسی که نه در دانشگاه فلسفه خوانده، نه فلسفه درس داده، اما چرا اینچنین تأثیرگذار است؟ چرا نامش در میان متفکرین…
عقل و میل؛ کدام فرمانده است و کدام فرمانبر؟ در این جرعه از پادکست «مِی»، به ادامه ی بحث درباره ی نسبت عقل و میل میپردازیم و پاسخ را در دیدگاه فلاسفه جست و جو…
در این جرعه، از جمله کوتاه شوپنهاور آغاز میکنیم؛ که جرقهایست تا ما را به دل پرسشی کهن ببرد: آیا میل میتواند معقول باشد؟ ردّ این پرسش را با ارسطو میگیریم؛…
در جرعه پنجاه و سوم به سراغ مفهوم «نیاز» میرویم؛ جایی که هم اپیکور و هم شوپنهاور از زاویههای متفاوت به آن پرداختهاند. از تقسیمبندی سهگانه نیازها در اندیشه…
در این جرعه، به بررسی نسبت فلسفی بین اپیکور و شوپنهاور میپردازیم و میبینیم چگونه دو متفکر با بیست قرن فاصله، با رویکردهای متفاوت، به دنبال زندگیای تحملپذیر…
تصور کنید قرار است با اپیکور ملاقات کنیم و از او بخواهیم به ما نسخه شفابخشی بدهد که با عمل به آن بتوانیم «آسایش پایدار» را تجربه کنیم. جرعه پنجاهویکم از…
جرعه پنجاهم می، از یک سو اولین سخن در سال هزار و چهارصد و چهار است و از سویی دیگر آخرین جرعه از فصل دوم کتاب حکمت زندگی. موضوعی که به آن پرداختهام کلمه…
در جرعه چهلونهم به مسئله استعداد و لذت پرداختهایم و متناسب با منابعی که خدمتتان معرفی شده، سطحبندی زندگی انسان و نسبت تفکر و هنر از نگاه شوپنهاور بحث شده…
در توضیح صفحه ۵۱ از کتاب حکمت زندگی شوپنهاور به چند اشاره در مورد «امر جالب» و قابلتوجه پرداختم.
در جرعه چهل و هفتم پادکست مِی، دقایق کوتاهی در نسبت اندیشه شوپنهاور و آرای داروین صحبت خواهیم کرد و بعد از آن در باب تفکر چیست...؟
مراتب لذت از منظر دیگری در جرعه چهل و ششم مورد توجه قرار گرفته و در بخش ابتدایی جرعه به ملال طبقه مرفه و دلزدگی دوره میانسالی
در جرعه چهل و پنجم از پادکست می به کلمه «طبیعت» در صفحه چهل و هفتم کتاب در باب حکمت زندگی (به قلم آرتور شوپنهاور) توجه داریم و معانی مختلف قابل تصور برای این…
تبیین متفاوتی از مبارزه: نه به عنوان امر استثنایی و برای رسیدن به وضعیت نامبارزی؛ بلکه مبارزه برای پاسخگویی به نیازی وجودی.
این اپیزود در نسبت میان کار و فراغت، به مزایای کار و نوع مطلوبی از آن پرداخته که با فراغت هم گوهر بوده و به کارشادی منجر می شود.
گوهر فراغت چیه؟فراغترو آزادی فراغت میکنه یعنی آن چیزی که بین فراغت و کار فاصله ایجاد میکنه ثمرهی همهی زندگی، گوهر زندگی، فراغته.
بتوانیم با تعمقی بیشتر به خاستگاه «کار» بیاندیشیم و سپس بر اساس متن کتاب به تعریف شوپنهاور از کار نزدیک شویم.
فراغت شکوفه یا بهتر بگویم ثمره زندگی هر انسان است زیرا تنها فراغت امکان تملک آدمی را بر نفس خویش به وجود میآورد. %
برای در امان ماندن از زندگی غیر اصیل باید تنهایی برگزید. زندگی اصیل همواره به سوی قصدی داره حرکت میکنه. انسان غیراصیل سطحیخواهه.
ما باید تا حد ممکن سعی بکنیم کلمه تنهایی رو بشکافیم، انواعش رو بفهمیم. تنهایی یک نسبت است یعنی من نسبت بین خودم و چیز دیگری را میبینم.
رسیدن به «سعادت» مقصدی است که اغلب مکاتب و ادیان مدعی مسیرگشایی به سوی آن هستند؛ اما اگر بنا باشد با نگاهی ...
مفهوم ظلم ایجابیست، ظلم همان آسیب است به معنای وسیعتر، آسیب میتواند به خود فرد وارد شود یا به دارایی یا شرف او
خودکشی انکار ارادهی زندگی که نیست هیچ، بلکه مشخصاً خود ارادهی زندگیه. از یک جایی به بعد ما زندگی رو بخاطر از دست دادن شرافت نمیپذیریم.
عقل انتزاعی یعنی ما در فکر خودمون به شکل نظری قبل اینکه در میدان عمل با یک مصداق مواجه بشیم، یک تئوری رو پردازش بکنیم یک قاعده سازی بکنیم
زندگی عبارت است از حرکت و ماهیت زندگی در آن نهفته است،قطهی آغازین حرکت قصدیست که شما را از سکون خارج میکنه،
لذت وصل هست یعنی رسیدن چیزی به چیز دیگر.ما لذت رو در عالم حس متناهی تجربه میکنیم و آن مستهلک میشه در ما.
مواد لازم برای شاد بودن چیست؟ آیا اصلاً باید شاد بود و نسبتی میان شادی و سعادت برقرار است؟ در این جرعه به این سوالات پرداختهام
مراتب ثروت از نگاه آرتور شوپنهاور عالیترین سطح ثروت این است که بر بودن من بیافزاید و آنچه هستم را متحول کند
گاهی ما بجای اینکه بر «آنچه هست» آدمها تکیه کنیم، دیگران را چنان که میخواهیم باشند تصور میکنیم. با این تلنگر وارد بحث «زمان» خواهیم شد
شخصیت شاخصی است که بین من و همنوعهای خودم یک تمایزی ایجاد میکنه.اون چیزی که در مورد سنگ اسمش خصیصه یاخصوصیته در مورد انسان نامش میشه شخصیت.
درباره مینیمالیسم در هنر، مد، دکوراسیون و نظایر آن زیاده شنیدهایم اما فلسفه مینیمالیسم چندان که شایسته بحث است مورد توجه قرار نگرفته
معمولا هرگاه صحبت از همنشینی میشود ما توجه به حضور کسی یا چیزی در بیرون از خودمان میشویم.آیا همنشین درونی نیز قابل تصور است؟
شوپنهاور در کتاب جهان همچون اراده و تصور میگوید که عقل سرشت زنانه دارد. این جمله در اپیزود بیست و پنجم پادکست می تحلیل و بررسی شده است
آنچه در جهان برای انسان پیش میآید و بر او میگذرد فقط برای شعورش بلاواسطه وجود دارد و در ذهنش رخ میدهد"لذت ما در قاب محدود شعور خودمونه،
ما برای حرکت به سمت یقین ناگزیریم که درکی حداقلی از امر یقینی داشته باشیم. حرکت به سوی مقصد نامعلوم، حتی قابل تصور نیست.
واقعیت آن چیزی است که ما در آن متولد میشویم، ما در ان هست میشویم. در این جرعه بحث ارزشهای اصیل فردی از نگاه شوپنهاور بحث شده است
جواب سوال من کیستم؟من زندگی میکنم و در ظرف واقعیتهای گوناگون برای خودم آشکار میشوم. حکمت زندگی آشکارشدن من بر من است.
کلمه سطحی نگری برای همه ما آشناست.دقیقا به چه چیزی میگوییم سطحی نگری؟ علاج آن چیست و آیا مطلقاً یک رذیلت است؟
هدف والای فلسفه ارضای آن نیاز شریفی است که من آن را نیاز متافیزیکی نامیده ام و انسانها در همۀ ادوار و اعصار عمیقاً شدید آن را احساس میکنند."
مرگ به خودی خود امر پوشیدهای است یا چه بسا ما آن چنان پوشیدهایم که مرگ آشکارمان خواهد کرد و بنابراین در این نقطه که هستیم آن را آنچه که باید نمیبینیم.
مرگ نتیجه و خلاصه و حاصل جمع زندگی است.آن چیزی که انسان را از حیوان جدا میکند این است که انسان میتواند مرگاندیشی کند.
رنج آن فرایند پاکسازی است، که انسان تنها به وسیلۀ آن تطهیر میشود و به عبارت دیگر، از مسیر نادرست ارادۀ زندگی باز آورده میشود.
این اپیزود در پاسخ به چند سوال است: متن فلسفی را باید چگونه خواند؟ از خوانش ِفلسفه چه انتظاری باید داشته باشیم؟ حرف شوپنهاور در پیشگفتار حکمت زندگی چیست؟
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید: دانلود جرعه 14:…
تفکیک عام و خاص، رسیدن واژه به ابتذال است.ما همه عوام هستیم. در دنیای عوامانه خود، حوزههای امتیازات ما متفاوت است.
گر کسی در قلمرو ایدهها وارد نشده و به گسترۀ متافیزیک نرسیده باشد؛ در ادبیات شوپنهاور داخل در بازی نوابغ نیست
این جرعه از پادکست می در باب هنر و معنای آن از نگاه آرتور شوپنهاور است؛ با اشاره مختصری به سطرهای از کتاب جهان همچون اراده و تصور
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید: دانلود جرعه 10:…
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید: دانلود جرعه 9: عمر…
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید: دانلود جرعه 8: مراتب…
در جرعه هفتم، بحث پیرامون سطر نخست کتاب رو به اتمام میبریم. تا اینجا چند جرعه در خصوص نسبت تجربه (experience) با حکمت (Wisdom) صحبت شد
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید: دانلود جرعه 6:…
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید: دانلود جرعه 5:…
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید: دانلود جرعه 4: نسبت…
حکمت چیزی بهجز آگاهی است و یک افزونه دارد. حالا آن افزونه یعنی چه؟ این فکر کردن است که در ما حرکت ایجاد میکند.
اصطلاح برخاک در ادبیات پادکست مِی، واژه ای تاسیسی و در معنای خاص خود است که در جرعه دوم از این پادکست پیرامون این اصطلاح و چیستی و هستی و آن صحبت شده است
این جرعه نخستین گویه از پادکست می است که در آن به توضیح خوانش تالیفی پرداخته ام و همچنین سفره برجاده و سفر بکرپیما به مقصد معنا را توضیح داده ام