۴۹جرعه 49: از لذت تا استعداد
درباره جرعه
دربارهی این جرعهی می بیشتر بدانید
در جرعه چهلونهم به مسئله استعداد و لذت پرداختهایم و متناسب با منابعی که خدمتتان معرفی شده، سطحبندی زندگی انسان و نسبت تفکر و هنر از نگاه شوپنهاور بحث شده است و در پایان رسیدهایم به این سؤال که آیا فراغت برای همه انسانها میتواند رضایتبخش باشد؟
جرعه چهلونهم پادکست می؛ اولین جرعهای است که علاوهبر پادگیرها در کانال یوتیوب نیز قابل مشاهده است. بهعلاوه بعد از ضبط این جرعه، توضیحاتی در خصوص «لذت و آگاهی» قابل ارائه بود که بهصورت تصویری، منحصراً در یوتیوب تقدیم کردم و در اپیزود به آن اشاره نشده که میتوانید از اینجا ملاحظه کنید:
https://www.youtube.com/@ipakchi
برای اطلاع از اخبار و همچنین دسترسی به متن پادکست مِی، علاوهبر وب به نشانی:
www.mey.ir
میتوانید پادکست می را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و حتماً حضور و همراهی شما برای ما اسباب دلگرمی و شوقآفرینی است:
Instagram.com/meypodcast
t.m/mey_podcast
x.com/mey_podcast
اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیرها باعث اشتیاق ما میشود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را میتوانید از اینجا دانلود کنید:
جرعه چهل و نهم
به این پنج سوال دقت بکنید: سوال اول این است که مبنای لذت بردن چیست؟ ما از چه چیزهایی لذت میبریم؟ سوال دوم در مورد استعدادی است که این واژه را زیاد استفاده میکنیم. میگوییم استعداد فلان چیز را دارم یا استعدادش را ندارم؛ چه چیزی را دارم و چه چیزی را ندارم؟ وقتی از استعداد صحبت میکنیم، چه معنایی مد نظرمان است؟ سوال سوم این است که آیا زندگی برای همه انسانها در یک سطح تجربه میشود یا ما سطوح مختلفی از زندگی را پیشرو داریم؟ سوال چهارم این است که آیا هنر و فکر کردن شباهتی دارند و اگر شباهت دارند، این شباهت چه دستاورد عملی یا نقشه راه اجرایی میتواند به ما ارائه بدهد؟ و سوال پنجم هم بحث فراغت است. آیا فراغت برای همه لذتبخش است یا در هر شرایطی میتواند جذاب و خوشحالکننده باشد؟
اگر هر کدام از این پنج سؤال برای شما دغدغه است و علاقهمند هستید که از نگاه آرتور شوپنهاور در موردشان بشنوید، من بر مبنای کتاب حکمت زندگی شوپنهاور، جرعه پیشرو را تقدیم شما میکنم. سلام بر شما. در جرعه چهل و نهم میخواهم به این پنج سؤال ابتدایی بپردازم. طبق معمول، منبع را عرض میکنم؛ از صفحه ۵۲ کتاب «در باب حکمت زندگی» به بعد. ما در این دو اپیزود، یعنی اپیزود چهل و نهم و اپیزود پنجاهم، فصل دوم از کتاب را به پایان میبریم و از اپیزود پنجاه و یکم وارد فصل سوم میشویم. یک توضیح اضافه هم عرض کنم برای عزیزانی که از کانال یوتیوب من این اپیزود را میبینند و میشنوند. تصویری که در پسزمینه ملاحظه میکنید، یادداشتبرداری مربوط به همین اپیزود است، از روی نسخه کتابی که من به عنوان منبع استفاده میکنم و در حین ارائه یادداشتبرداری میکنم. صفحاتی که از آنها اگر روخوانی بکنم در تصویر خدمت شما تقدیم میشود که اگر دسترسی به کتاب ندارید، خوانش متن را برای شما راحتتر کند. به علاوه، چون من بر اساس ترتیب سطرهای کتاب توضیح نمیدهم و سیر استدلالی خودم را تقدیم میکنم، به نظرم آمد که شاید ارائهی یک سری اسلایدها روی صفحه بتواند به شما کمک کند برای یادداشتبرداری و آگاهی از سیر منطقی که من طی میکنم تا این پنج سرفصل را خدمت شما عرض کنم. در نهایت امیدوارم که همه این مقدمات منتهی به خردورزی و تعمق بیشتر شود. بیش از این در مقدمات باقی نمانیم و من با سؤال آغازین میخواهم وارد مبحث جرعه چهل و نهم شوم. آن سؤال این است: ما از چه چیزی لذت میبریم؟
متن کامل این جرعه
نسخهی نوشتاری کامل این جرعه، برای اعضای می
متن کامل جرعه
میدانید که در جرعههای گذشته چند بحث مستقل را در مورد لذت داشتیم. در اینجا چون شوپنهاور در حال جمعبندی مباحث فصل است، اصلاً عجیب نیست اگر برخی از صحبتهای پیشین دوباره تکرار شود، چون او مؤخرهاش را میگوید و به پایان صحبتش میرسد. یکی از این مباحث، مسئلهی لذت است. لذت یک کلید واژه دارد که به نظر من این کلید واژه برای تحلیل هر هستی میتواند کاربرد داشته باشد. وقتی میخواهید بگویید فلان چیز چیست، همزمان میتوانید از نیازش بپرسید. فرض کنید که در مورد گیاه میگوییم گیاه آن چیزی است که نیازمند آب، نور و خاک است. وقتی داریم در مورد دام صحبت میکنیم، در مورد گوسفند صحبت میکنیم، میگوییم نیازمند مراتع است، نیازمند جفت است، نیازمند لانه است. به عنوان مثال میگویم، حالا از این میشود دقیقتر هم گفت. اگر سوال را عکس کنیم و بپرسند که آن چیست که نیازمند آب، خاک و نور برای قد کشیدن است، ما در ذهنمان تداعی میشود و پاسخ میدهیم: گیاه. پس، سؤال از نیاز، سؤال بنیادینی است. ما بر مبنای نیاز میتوانیم انسانها را هم دستهبندی کنیم.
در ابتدای صفحه ۵۳ کتاب، شوپنهاور نقل قولی از ولتر میآورد که میگوید: «هیچ لذتی بدون نیاز واقعی وجود ندارد.» یعنی عنصر لذت در زندگی انسان نیاز است. اینکه ما از چیزهایی لذت میبریم و از چیزهای دیگری لذت نمیبریم، بر چه مبنایی است؟ بر مبنای نیازمان. به چیزهایی نیاز داریم و به چیزهایی هم نیاز نداریم، و انسان بینیاز معنا ندارد؛ هستی بینیاز معنا ندارد.
دوست داری ادامهی متن رو بخونی؟ عضویت در می رایگان است: ثبتنام کن، ایمیلت رو تأیید کن و متن کامل همهی جرعهها برات باز میشه.

دیدگاه شما
دیدگاه شما درمورد این جرعهی می
۱ دیدگاه از شنوندههای می
در تاریخ پنجم بهمن ماه سال سه می و انسانک تماما شنیده شد و چه زیبا به خیلی از سوالاتم نور پاشید و چه شیرین سوالات پدید آورد و کاش زودتر و در بستر کرونا با شما آشنا میشدم ولی باز کیف کامل را داشت و بردیم و چی می بود این می تشکر ما در کلام نمی آید پس خیلی ساده میگوییم عالی جناب ایپکچی سپاس سپاس که بودی سپاس که ماندی و سپاس که گفتی