جرعه۴۱

جرعه 41:‌ نه‌کار

جرعه 41:‌ نه‌کار

درباره جرعه

درباره‌ی این جرعه‌ی می بیشتر بدانید

۲۸ فروردین ۱۴۰۲متن کامل

در جرعه قبل بیان شد که فراغت در نگاه شوپنهاور اصالت دارد و به منزله میوه و عصاره زندگی است.

در این جرعه به بررسی مقدماتی پرداختیم که نخست بتوانیم با تعمقی بیشتر به خاستگاه «کار» بی‌اندیشیم و سپس بر اساس متن کتاب به تعریف شوپنهاور از کار نزدیک شویم.

اگر چه دیدن همراهی شما از طریق آمار پادگیر‌ها باعث اشتیاق ما می‌شود اما به جهت سهولت دسترسی، این اپیزود را می‌توانید از اینجا دانلود کنید:

دانلود جرعه 41:‌ نه‌کار

منابع

- کتاب در باب حکمت زندگی – صفحه ۴۴ تا ۴۶

تقدیم از: حسام ایپکچی

خُم اول: حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور‌ی

متن کامل جرعه‌ی چهل و یکم: نه‌کار

در جرعه قبل بحث فراغت از نگاه شوپنهاور رو مطرح کردیم و رسیدیم به اصالت فراغت و اهمیتش.
از پیگیری‌ها و محبت‌های شما چنینی برمی‌آمد که موضوع، مورد توجه واقع شده، لطف داشتید و البته پیام‌های مکرری رو هم دریافت کردم که فرمودید در این بحث تعمق بیشتری داشته باشیم.

متن کامل این جرعه

نسخه‌ی نوشتاری کامل این جرعه، برای اعضای می

متن کامل جرعه

اضافه بر مقدمات

طبعاً تعمق بیشتر مستلزم اینه که ما بر مقدماتمون اضافه بکنیم، امکانات بیشتری رو در خدمت بگیریم که بضاعت غواصی در این مفاهیم برای ما پدید بیاد. گرچه این جرعه‌ای که پیش رو هست دقت مضاعف می‌طلبه اما امیدوارم که آن‌چه شما انتظار دارید رو تدارک دیده باشه.
بیش از پیش در مفهوم فراغت و البته در مفهوم کار و خواستگاه نظری اون تعمق بکنیم و در نهایت به پرسشی برسیم که ما رو در شیوه زندگیمون و حکمت زندگیمون بتونه کمک بکنه.
اگر هم دغدغه‌مند هستیم و این مساله، یعنی مساله کار و فراغت، زندگی شما رو هم تحت تاثیر قرار داده، همراه باشید که باهم هم‌پیاله باشیم و تفکر کنیم.
می‌شنوید مجموعه جستارک‌هایی با طعم حکمت زندگی که جرعه جرعه مهمان من حسامی پیک‌چی هستید.
هم‌پیاله‌های من سلام، امیدوارم که سال پیش رو برای من و شما سال تفکر و تحول باشه. قبل از این‌که جرعه 41 رو آغاز بکنم و منابع رو بگم، دو سه تا نکته پیش‌درآمد هست که باید خدمت شما باید عرض بکنم، سعی میکنم سریع بگم و زودتر وارد متن بشیم.

نکات پیش‌درآمد

نکته اول این‌که در جرعه قبل، من مکرر کلمه فراغت رو اشتباه تلفظ کردم و شما به درستی به من تذکر دادید، فراقتی که من میگم با قاف هست و به معنای جدایی است، اون چیزی که منظورم بوده و معنای جرعس فراغته و متاسفانه این عادت لفظی منه که عادت نادرستیه، سعی میکنم در این جرعه ترک عادت بکنم و به درستی تلفظ بکنم. به هرحال ایراد جرعه قبل رو بر من ببخشید و خیلی مچکرم که نقادانه و دقیق گوش میدید و تذکر میدید. این نکته اول...
نکته دوم، برخی از شما سوال کرده بودید که متن انگلیسی جمله کلیدی شوپنهاور چیه؟ برای شما این متن انگلیسی رو هم در فوتر متن جرعه قبل اضافه کردیم، ملاحظه بکنید.
عرض آخر این‌که مقاله فری‌تایم آدورنو که مستند جرعه قبل ما بود هم به نظر آمد شاید متن انگلیسیش برای بعضی از دوستان که می‌خوان پژوهش دقیق‌تری داشته باشند، کارآمد باشه، متن رو در اختیار عزیزانی که زحمت وبسایت رو می‌کشند، قرار دادم امیدوارم که در همون پست مربوط به جرعه 40 این متن انگلیسی هم برای دانلود تقدیمتون بشه.
اگر که این روزها می‌بینید یه مقدار فاصله میوفته بین انتشار فایل صوتی جرعه‌ها و درج متنش در وبسایت، قصور از بندس من این فایل‌ها رو دیر دارم در اختیار دوستان قرار میدم و تا زحمت بکشند و تایپ بکنند و خدمت شما تقدیم بشه، یکی دو روز زمان می‌بره.
همین‌جا هم تشکر می‌کنم از همه عزیزانی که تو این پروژه مطالعاتی «می» همراه هستند و زحمت می‌کشند و عذرخواهم که جهت رعایت اختصار از ذکر نامشون صرف نظر می‌کنم.

دوست داری ادامه‌ی متن رو بخونی؟ عضویت در می رایگان است: ثبت‌نام کن، ایمیلت رو تأیید کن و متن کامل همه‌ی جرعه‌ها برات باز می‌شه.

عضویت رایگانورود اعضا

دیدگاه شما

دیدگاه شما درمورد این جرعه‌ی می

۸ دیدگاه از شنونده‌های می

  • امیر۲۸ فروردین ۱۴۰۲

    درود و خسته نباشید اینکه بگوییم کار تحمیل می شود ، درست نیست چراکه کار را ما بدان معنی میدهیم و خودش بذات وجود نداشته ، پس دوست داریم که اول انرا ذهنی خلق کنیم و بعد به ان جامه عمل بپوشانیم‌ ، چرا که موجود اجتماعی زیستی چون انسان ، ناگزیر با ان مواجه میشود ، و اتفاقا مواجه ای چند وجهی . لذا اینکه کار را اینقدر منفی بدانیم‌ بی انصافی است و در تناقض با ارزش اموزش و اثر ان در زسیت اجتماعی بشریست ، چون اموزش خود نوعی کار است و کاری بس با ارزش که دیشرفت های علمی فلسفی و ... بشری مرهون ان است . لذا من با این یکجانبه نگری شوپنهاور موافق نیستم

  • امیر۲۸ فروردین ۱۴۰۲

    اصلاحیه : اس. است زسیت زیست دیشرفت. پیشرفت

  • مجید قاسمی سیر۲۸ فروردین ۱۴۰۲

    فکر میکنم با آونچه بیتکوین و بلاکچین و هوش مصنوعی ممکن دارن میکنن ما به سمت آرمان شهر در حرکت باشیم و با حذف یا تعدیل مفاهیم حکومت به شکل کاملا متمرکز اون، جایگزینی وکالت و وکلا با قرادادهای هوشمند و برنامه نویسان با هوش مصنوعی، عملا انسان بیش از پیش به سمت فراغت حرکت خواهد کرد و امکان کار از جنس فراغت گونه اون فراهم خواهد شد

    • حسام ایپکچی۶ اردیبهشت ۱۴۰۲

      <strong>حتما زنجیره‌بلوک و تمرکززدایی در ذخیره‌سازی داده زندگی بشر را متحول خواهد کرد و ما نیازمند اندیشیدن به این موضوع هستیم اما نسبت فنآوری و جهان‌ِ پیش رو با فراغت و کار بستگی به تعریف ما از این دو گزاره دارد</strong>

  • امیر۲ اردیبهشت ۱۴۰۲

    سلام کار به معنای کامل نمی تواند منفی تلقی شود انطور که گفته شد ، چون اگر اموزش را کار بدانیم ، انگاه چگونه به ان نه بگوییم ؟ اگر اموزش نبود چگونه شوپنهاور به این نتایج میرسید ؟ من با این گفته نه به کار موافق نیستم چون تناقضی اشکار است .

    • مینا ناظر۲۶ فروردین ۱۴۰۴

      اگر میخواین مغزتون حال بیاد این اپیزود و‌گوش بدین. خیییییلی سخت و در عین حال جالبه

  • هدی عابدی۵ اردیبهشت ۱۴۰۲

    فکر میکنم نزدیک بودن فراغت و کار در این پارادایمی که توصیف کردید به این معناست که من در کار خود آزاد باشم و از آن لذت ببرم و این کار در راستای شعور و میل فردی ام باشد ولی مشکل به نظرم اینجاست که -کار باید درآمد داشته باشد (البته اگر این عبارت برای شما هم بدیهی باشد) و پول از جیب جمع به جیب فرد بیاید -و جمع در ازای پولی که می دهد تعهد می خواهد -و تعهد یعنی پیش فروش کردن اراده آینده فرد! ممکن است الان اراده فرد در جهت کاری باشد که جمع طالب آن است و برایش پول هم می دهد ولی مدتی بعد فرد اراده اش تغییر می کند اما جمع همچنان همان اراده قبلی را دارد. یا حتی بالعکس! فرد اراده انجام کار پیشین را دارد اما شعور و اراده جمع تغییر کرده است. به گمانم این دور باطل زمانی شکسته می شود که بین فرد و جمع گفتگو و تبادل شعور رخ دهد و جمع به فرد احترام بگذارد. احترام فرد به جمع به دلیل نیازش به پول جمع و قدرت جمع ناگزیر رخ خواهد داد ولی احترام جمع به فرد و تغییر جهت جمع به واسطه شعور افراد زمانی رخ می دهد که فرد اصالت پیدا کند.

  • امین۶ شهریور ۱۴۰۲

    به نظرم اگر عاشق شغلت باشی، فراغت و کار به هم نزدیک میشن. مثلا کسی که فوتبال بازی میکنه و عاشق فوتبال بازی کردنه. و بابت این پول دریافت میکنه. یا کسی که عاشق پیانو نواختنه و بابت این کار، پول هم دریافت میکنه و استقلال مالیشو بدست میاره

نظرت را بنویس

درباره‌ی «جرعه 41:‌ نه‌کار»؛ هرچه شنیدی و به آن فکر کردی.

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند.

می‌توانید مهمان بنویسید، یا وارد شوید تا دیدگاه‌هایتان به حسابتان وصل بماند.